احساس میکنم مث یه پارچه ام که جر خورده و فقط چن تا تار و پود به هم وصلش کردن. دیگه تحمل فشار ندارم. بدم میاد از هرچیزی و هرکسی که بهم فشار میاره. از مشکلاتشون، از شادیاشون، از بیتوجهیا و توجهاتشون، از همه چیز بدم میاد. از هرچیزی که مربوط به آدماست. از همشون بدم میاد. از اینکه تو آستانه خوب شدن باید اینجوری شم متنفرم. از باعث و بانیش هم همینطور. از اینکه بهم زنگ میزنه متنفرم. از اینکه بهم زنگ نمیزنه هم همینطور. از اینکه انقد مغزم، بدنم و تمام وجودم تحت استرس و اضطرابه بدم میاد. از هرکسی و هرچیزی که میخواد تاثیری روم بذاره بدم میاد. از همه بدم میاد. از همه اونایی که منو تا اینجا کشوندن. از اونایی که بهشون اهمیت دادم و مراقب اهمیت دادنم نبودن بدم میاد. از اینکه الان وقت تموم شدن ریکاوری و خوب حال شدنمه ولی تو بدترین بدترین حالتام بدم میاد. ازش بدم میاد. از جفتشون بدم میاد. از هرچهارتاشون بدم میاد. هر پنج تاشون. از همشون.
به قلب من دست نزن موسیقی سرد داره
BREATH OF LIFE...
ما را در سایت BREATH OF LIFE دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 9:52